تاریخ : سه شنبه 8 آبان 1397 | 10:16 ق.ظ | نویسنده : السا

یه اخلاقی که دارم

حالا نمیدونم خوبه یا بده! ولی اصولا با هممممه کنار میام و همیشه یه صحبتی پیدا می کنم که ساکت نشینیم و خشک باشیم!

حالا این صحبته با آدمایی که خون گرمن بیشتر و صمیمی تره و با آدمایی که خشکن و کمتر حرف میزنن، کمتر و کمی جدی تر

ولی یه چیزی که همیشه مراعاتش می کنم اینه که هیچ وقت پل های پشت سرمو خراب نمی کنم!

حتی اگه از یکی بدم بیاد و نخوام باهاش حرف بزنم یا ارتباط داشته باشم، ارتباطمو باهاش کم می کنم اما با تنفر یا افاده باهاش رفتار نمی کنم!

الان دقیقا یه مسئله ای که پیش اومد و من گریبانم رو گرفت یه همچین چیزیه!

پارسال که می رفتیم آزمون یه دوستی داشتم به اسم سمانه

از قضا دوستم یه همسایه ی دیگه داشت که اونم اسمش سمانه بود!

بعد اینا از هم متنفررررر بودن! ولی من با سمانه دومیه رابطه ام تقریبا خوب بود (چون قبلا هم کلاس زبان باهم میرفتیم تقریبا اوکی بودیم)

ولی پارسال چون دوستم ازش بدش میومد،چندین بار اونا گفتن (با باباش که میرسوندش آزمون) بیاید با ما بریم و دوستم قبول نکرد!!!

منم الان نمیتونم باهاش هماهنگ شم بریم آزمون!!!

چون الان دوستم خودش دانشگاهه و اون سمانه دومیه پشت!

و یه قضیه ی دیگه این که، همین بلا داشت سر مرضیه سرم میومد!

چون پریسا دوستش نداشت! ولی خوشبختانه من پریسا رو دیدگاهشو محل ندادم و الان خیلیم با مرضیه اوکیم!

این بود انشای من*__*





  • paper | sales رپورتاژ آگهی | فروش backlink
  • sales Reporter | خرید رپورتاژ آگهی ارزان