مــَـن یـآ مــَن - خوب بد

مــَـن یـآ مــَن - خوب بد

امروز صبح بود که داشتم به آقای خلبان می گفتم

این همه علم این همه چیزای بزرگ بزرگ، وقتی بهشون فکر می کنم اتفاقات دورم واسم بی ارزشه و به نظرم وقت تلف کردن واسشون بی معنیه!

اما همین چند ساعت پیش همین اتفاقات دورم که بی ارزش بودن چنان پر رنگ شدن که من، واقعا باورم نمیشه! من!

ضعیف شدم مقابلشون، البته میشه گفت در برابر شخص رو به روم

فشارم افتاد، لرزیدم، حالت تهوع بهم دست داد و سرم گیج رفت، و در آخر تمام اینا به یه سر درد ختم شد!

از وقتی شخصیت خودمو یافتم دیگه هیچ وقت قضاوت دیگران واسم مهم نبود...

اما انگار این همه دست و پا زدن برای قضاوت یک شخص، درجه ی مهم بودن اون شخص تو زندگیمو می رسوند...



تاریخ : دوشنبه 16 مهر 1397 | 11:43 ب.ظ | نویسنده : السا | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وبلاگ


آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیاندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

*: روزانه نوشت یک پشت کنکوری

نویسندگان
فال حافظ
ذکر ایام هفته

رتبه الکسا

ربات مترجم
ساعت

ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب