تاریخ : پنجشنبه 3 خرداد 1397 | 04:56 ب.ظ | نویسنده : السا
والا حقیقتا این وبلاگ رو درست کردم که نوشته های عمیقم رو بنویسم اینجا و بمونه برام...

آدم هر از گاهی باید دفتر خاطراتی داشته باشه که گذشته رو به یادش بیاره و ببینه که از کجا رسیده به کجا و آدم هایی که نقش داشتن توو شکل گرفتن شخصیتش به نظرم هیچ گاه نباید فراموش بشن

لذا بنده ی حقیر چنین تصمیمی گرفتم و دارم می نویسم که اولا داشته باشم دوما نوشتن همیشه آرومم کرده

سعی می کنم کتابایی مطالعه کنم که قدرت روانشناسیمو ببرن بالا

چون می بینم همچین کسانی تو زندگیشون چقدر موفقن (چون بلدن با هر کسی چجور باید رفتار کنن)

بگذریم

میگن زندگیت رو با توجه به اولویت هایی که داری میشه تشخیص داد چجوری داری می سازی و من؟!

خیلی نامحسوس دارن اولویت های زندگیم جا به جا میشن هر روز 

و خوشحالم خوشحالم بی نهایت خوشحالم که کسایی تو زندگیم هستن که کمکم کنن با راهنمایی کردنشون با گوش دادنشون به حرفام و خیلی چیزای دیگه..:)

در نهایت این که 

جمله ای زیبا از بوکوفسکی


پرده ها را کشیدم زنگ در را با پارچه‌های کهنه پوشاندم تلفن را توی یخچال گذاشتم و سه روز تمام در تخت خواب ماندم، بهتر از همه این بود که کسی اصلا دلش برایم تنگ نشد!


پ.ن: این متن بیشتر به گاوالدا میخورد ولی خب:|





  • paper | sales رپورتاژ آگهی | فروش backlink
  • sales Reporter | خرید رپورتاژ آگهی ارزان