تاریخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 12:26 ب.ظ | نویسنده : السا
اگر اسمشو درست نوشته باشم (منظورم عنوانه)

یادمه قدیم ندیما مامانم اینا که وصل اینترنت میشدن همین دایل اپ بود و کارت اینترنت و کابل تلفن و...

خدایا چه مکافاتی داشت

خب الان خودم با نت گوشیم وصل شدم :)))) و یه همچین بهم دست داد

چیزی که ذهنمو مشغول کرده و می خواستم در موردش بنویسم اینه که

گاهی مواقع از جنسیت خودم بدم میاد

نه که دختر بودن بد باشه نه

نه که توی خانواده ام پسر پرست باشن  نه

اتفاقا خیلی هم آزادم اما

متاسفانه تو جامعه ای داریم زندگی می کنیم که شدیدا مرد سالارن..

این تفکرات وقتی بهم حمله ور میشن که مطالعه ای کرده باشم :)))

اقا بیاید تو جهل خالص بمونیم مطالعه چیست :| مگه نه؟ :)))

آدم دو تا چیز می خونه و میگه اووووووووووه خدایا ما چقدر شوتیم.. ملت دارن اون سر دنیا برنامه ریزی می کنن واسه زندگی توی مریخ و ما... درگیر دو تا دونه تار موییم که از زیر روسری اومده بیرون...

بگذریم :)

رفتم بانک واااااااااااااااای چقدر سوتی آخهههه

نشسته بودم جلوی رییس و یکی از نور چشم هام هم رو به روم نشسته بود 

تو فکر بودم سرم پایین و به میز خیره شده بودم..

این جور مواقع اصلا دلم نمیخواد کسی صدام کنه و عمیقا لذت می برم از حس و حالم

که معاون گفت خانوم ... 

همکار پدرم هم هستن اصن ضایع بازیییییی

متوجه نشدم تا این که اون خانومی که عرض کردم نور چشممن گفتن خانوم ... با شمان انگار

واااااای خدایا می خواستم همونجا خودمو حلق آویز کنم :)))

ایشالله قسمت همه از این سوتیا :)))




  • paper | sales رپورتاژ آگهی | فروش backlink
  • sales Reporter | خرید رپورتاژ آگهی ارزان